خیلی وقته ننوشتم . چون حالم خیلی بد بود . افسردگی وحشتناک در حدی ک کم کم داشتم قبول میکردم برم پیش روان شناس . زنگ زدنای مداوم تو .غیرتی شدنای الکیت ک با کی کجا رفتی در صورتی که نقشی توی زندگیم نداشتی . تبریک گفتن تولدم . توجه های بیخودی . تا اینکه توی دریا داشتم غرق میشدم . وقتی نجات پیدا کردم تصمیم گرفتم دیگه نذارم اینجور نصفه و نیمه با اومدن و رفتنت اذیت کنی . یک هفته جواب زنگ زدنای
برچسب:
نویسنده: متین محمدپور
تاريخ: چهارشنبه
22 شهريور
1396 ساعت: 15:41